سه خرداد مبارک بر همه
بر دوم خردادی ها ها که سه خرداد را فردایشان و دیروزشان را فراموش کردند.
مردم جنگیدند که راحت بخواهید در کشور مانور دهید ؟و خون شهدا را پایمال کنید ؟ وای بر شما ...
شهدا زنده اند شمارا می بینند اما شما...
روزی بود که همه در کنار هم نه اصلا هیچ کس نبود متروکه شده بود ولی همان ها هم که مانده بودند به نظر مثل هم بودند لباسشان کارهایشان ، گفتارشان ، عشقشان همه یکی بود ، نامشان بسیجی بود...
آری به آنها بسیجی می گفتند که با لباس خاکی ولی دلی آسمانی می جنگیدند تا عشقشان را ، خونین شهر را -،همان که قبلا به آن خرمشهر می گفتند را- از دشمن بعثی پس بگیرند ...
امیدشان به خدا بود ایمانشان هم
همه خدایی بودند نمی دانستند سرانجام این نابرابری چه خواهدشد اما ته دلشان ندایی فریاد می زد جنگ ،جنگ، تا پیروزی
پس جنگیدند با عنایت حضرت صاحب الامر ادامه دادند و می دانستند پیری فرزانه دعاگویشان است که گفت مگر جوانان خوزستانی مرده اند که...
چند صد روز گذشته بود با رمزی زیبا آغاز کردند نام عملیات را بیت المقدس نهادند سی و اندی گذشت رادیو داد می زند:
شنوندگان عزیز توجه فرمایید .......................................شنوندگان عزیز توجه فرماید .
خونین شهر ، شهر خون آزاد شد.
این موقع بود که که نوایی به صدا در آمد : ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته خون یارانت پر ثمر گشته مـــــمــــــد....
همه شاد شدند روزنامه ای نوشت...
آری فقط روزنامه نبود روی دیوار هم نوشتند...
البته این در دلهای مردم بود.
پس جنگ فقط اسمشان رابردند .هیچ به آنها ندادند. تا فقط در گوشه ی جنوبی ترین نقطه ی کشور با خون های روی دیوارهایشان بسوزند و بسازند . هیچ و هیچ و هیچ ...
آن دولتهایی که فریاد شهدارا به نظر شنیدند صدای تیر و ترکش را شنیدند بیشتر به لباسشان می آمد حق و ناحق را بفهمند هم بنظر نفهمیدند نمی خواهم بگویم دولتهایی به نام اصلاحات بودند که همه جارا رها کردند می خواستند خود سازی کنند نه این برای مردم بسازند.
در خاک می غلتیدند . فقط سوم خرداد نامشان می آمد . شاید جشنی بگیرند برایشان .که بیشتر در بدبختی بمانند
چندین سال با همه مشکلات ساختند چون آنها با جنگ جنگیده بودند می فهمیدند مشکلات را .
دوستداران آن دولت هم انگار دوست داشتند عقده گشایی کنند که برای انتخابات دهم تازه یادشان آمد بگویند چرا پول ها به فلسطین می رود چرا خرمشهر آب ندارد این ها همه وقت بود. هشت سال پس چرا آن موقع نگفتند
شاید فلسطین را احمدی نژاد افتتاح کرده و در زمانشان فلسطین وجود نداشت.
تا اینکه دولتی آمد ابتدا نامش دولت مهر بود بعد ها نامش دولت خدمتگذار شد
به فکر مردم بود
به فکر جنگی ها بود
به فکر خرمشهر بود
دردشان را می فهمید . برایشان کار کرد کار کرد کار کرد اما بازهم کم است چرا باید جور قبلی هارا بکشیم که نرسیدند به اینجا .
پروژه آبرسانی افتتاح شد
منطقه آزاد شد
نیروگاه ساختند و کار های دیگر کردند...
اما به نظر شما بازهم کم نیست
البته خرمشهر و آبادان که روی سرمانند
خوزستان چه که هرروز بدبخت تر می شود خاک هایش خاک جبهه هارا از یاد برده چه
چه باید کرد
اما باز هم از زحمات این دولت خدمتگذار متشکریم که رسید ، رسید به داد مردم درد مردم را فهمید
اما امام گفت : خوزستان دین خود را به اسلام ادا کرد .
آیا شما دینتان را به خوزستان ادا کردید...


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر